تهران به ۳ روایت

به گزارش معماری نیوز، این اختلاف قدیمی تهران شناسان است. هیچ کدام نیز حاضر به پذیرفتن استدلال های دیگری نیستند و هر کدام برای خود اسناد و مدارکی دارند . اما به تازگی شهرداری تهران در حال برگزاری همایشی به مناسبت ۲۳۰ سالگرد پایتخت شدن تهران است.

انتخاب این عدد یعنی نادیده گرفتن برخی از شواهد تاریخی و نشان از نبود مشاوران متخصص در این زمینه است . حمید ناصری کرمانشاهی طهران شناس در پاسخ به این سوال که تهران چند ساله است به معماری نیوز گفت: در مورد چند سالگی تهران دو روایت وجود دارد. یکی سال۱۲۰۰ق که مطابق با سال ۱۱۶۴ه ش است و معتقدند آغا محمدخان برابر نوروز ۱۱۶۴ خورشیدی تهران را به پایتختی برگزید و در همین شهر تاج گذاری کرد و عده ای این سال مبنا می‌گیرند.

اما سالی که اکثر متقدمین وپژوهشگران بر آن اتفاق نظر دارند سال ۱۲۱۰ق است که اگر آن را به سال شمسی برگردانیم سال ۱۱۷۴ خورشیدی می‌شود.

به طور مثال دکتر غلامحسین زرگری نژاد عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران هم معتقد است که اگر مبداء تاریخی حیات سیاسی و اجتماعی تهران را زمان تاجگذاری آقامحمدخان در نظر بگیریم سال ۱۱۷۴ خورشیدی تاریخ تولد این شهر است.

ناصری گفت: اگر نقل قول اول را درست بدانیم امسال ۲۳۱سال از مرکزیت تهران می گذرد و اگر نقل قول دوم که معتبرتر است را در نظر بگیریم امسال ۲۲۱سالگی پایتخت است.

به گفته این تهران شناس شبهات در مورد مرکزیت تهران تا جایی است که در آذر ماه سال ۱۳۶۸سازمان اسناد وکتابخانه ملی شماره‌ای از مجله گنجینه را به دویستمین سال مرکزیت تهران اختصاص داد ومجموعه‌ای را هم در این زمینه منتشر کرد و اگر روایت این جماعت درست باشد سال ۱۳۹۸دویست وسی‌امین سال مرکزیت تهران است.

هدف برگزاری همایش «طهران ۲۳۰ » فرصتی برای شناخت پیشینه کلان شهر تهران و ایجاد تعلق خاطر بین ساکنین آن عنوان شده و قرار است از برخی فعالان تهران شناس در این جشن تقدیر شود، بنابراین این سوال مطرح می‌شود که آیا شایسته است وقتی سند معتبری برای تعیین تاریخ دقیق تولد شهر تهران وجود ندارد در چنین همایشی جعل تاریخ کنیم و یا اینکه به احترام همان تهران شناسان و موضوع فرهنگی این همایش نامی مناسب آن در نظر بگیریم.

نصراله حدادی  که برخی او را روایت کننده داستان های تهران می دانند نه تهران پژوه اعتقاد دیگری دارد. او درباره این که  آیا دویست و سی امین سالگرد برگزیدن تهران به عنوان پایتختی ایران، از سوی آغا محمد خان قاجار صحت دارد؟ یا روایت های دیگری نیز می تواند معتبر باشد؟ گفت: شکی نیست که دو تاریخ با فاصله زمانی حدود ۱۰ سال در کتب تاریخی ثبت شده و تاریخ نویسان معتبر ی همچون زنده نام استاد حسین کریمان چنین روایت کرده اند: "جلوس آقا محمد خان قاجار به تخت شاهی و به پایتختی برگزیدن وی طهران را :آقا محمد خان چون طهران را بگشود و بر شاهزادگان زند ظفر یافت، در روز یکشنبه یازدهم جمادی الاولی برابر با نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری در طهران به تخت سلطنت نشست و به نامش خطبه خواندند و سکه زدند و قاسم خان دولو با صد تن تفنگچی به کوتوالی قلعه طهران مأمور شد. آقا محمد خان طهران را به سبب قرب جوار به استرآباد و مازندران به پایتختی برگزید و در آبادی آن بکوشید. و از آن پس این شهر را در الخلافه خواندند."(تهران در گذشته و حال ،ص ۷-۱۸۶)استاد کریمان ،مأخذ سال ۱۲۰۰ قمری را ،ملحقات روضه الصفاء ج ۹ و مرآت البلدان ج اول ذکر کرده اند.

مسعود نور بخش در جلد اول "تهران به روایت تاریخ" ضمن تأیید روایت مرحوم کریمان (ص ۱۷۴) در صفحه ۱۷۸ می نویسد:"در هفدهم رجب سال ۱۲۰۰ ه. ق آقا محمد خان برادر زاده اش باباخان فرزند حسینقلی خان جهانسوز را به نیابت سلطنت منصوب کرد."

در این دو اثر تحقیقی جامع که اولی در سال ۱۳۵۵ توسط انتشارات دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی) به چاپ رسیده و دومی توسط انتشارات علم در سال ۱۳۸۱ به زیور طبع آراسته گشته، روایت دیگری در مورد زمان برگزیده تهران به عنوان پایتخت ذکر نشده و یکشنبه یازدهم جمادی الاولی سال ۱۲۰۰ هجری قمری برابر با ۱۲مارس ۱۷۸۶ میلادی و ۲۲ اسفند ماه ۱۱۶۴ شمسی می باشد.

نکته قابل ذکر در برخی از منابع تطبیق تاریخ قمری با میلادی و شمسی ۲۲فروردین سال ۱۱۶۵ نیز ذکر شده که به نظر غلط می رسد و با توجه به گذشت ۲۳۰ سال از این ماجرا، بعید است ۲۲ فروردین را آقا محمد خان برای به تخت نشینی برگزیده باشد و " روز نوروز " ذکر شده دقیقا نباید حتما اول فروردین – همچون روزگار ما – در آن روزگار به حساب آمده و طبق روایت متقن استاد کریمان و آقای نور بخش، می تواند ملاک همان ۲۲ اسفند سال ۱۱۶۴ باشد.

زنده یاد محسن معتمدی نیز روایت دوم را به دست می دهد. به گفته حدادی:در مورد تاریخ دقیق انتخاب تهران به پایتختی اختلاف نظر وجود دارد.
آقا محمد خان در ۱۱۹۹قمری عملا بر تهران دست یافت و در یازدهم جمادی الاولی ۱۲۰۰ ق که مطابق نوروز بود " در تهران جلوس نمود و به نامش سکه زدند و خطبه خواندند" (اعتماد السلطنه ،مرآه البلدان ،۸۴۸). پس تهران در این سال رسمی و یا عملی به پایتختی انتخاب شده بوده است.اما قول لرد کرزن که نوشته است :"ارتقای این شهر را به پایتختی ایران عموما به سال ۱۷۸۸میلادی {۱۲۰۳ق} منسوب می دارند."(همانجا) نادرست است و از آن نا درست تر قول زین العابدین شیروانی است که نوشته است:طهران … در قدیم … قصبه ای بود،و به تدریج روی به عمارت نمود. اکنون که سنه هزار و دویست و سی و هفت هجری است قرب چهل سال است که دارالملک سلاطین قاجار است.

و این بدان معنی است که تهران در ۱۱۹۷ ق پایتخت قاجار شده بود و حال آن که در آن هنگام و تا ۱۱۹۹ ق علیمراد خان زند تهران را در تصرف داشت. البته از زمانی که تهران پایتخت آقا محمد خان شده، ده سال و به قولی: هفت سال دیگر طول کشید تا تمام مدعیانش نابود شدند و آن محلی که فقط متناسب مقتضیات حال می نمود.در آینده عین حسن انتخاب تلقی و ابقا گردید.

بساط شورش و آشوب در نواحی جنوب پاک از بین رفت، تا چندی افغان ها دیگر نه ابراز خصومت می کردند و نه قابل اهمیت بودند. به علاوه مالک جدید تخت و تاج، از تهران بهتر و آسان تر دسترسی به املاک و مقر طایفه خویش داشت و از آن جا بهتر می توانست یگانه دشمن خویش یعنی روس را که حقأ از آن جانب بیمناک بود تحت مراقبت داشته باشد.همین ملاحظات که وقایع قرن حاضر وخامت آن را به جای کاهش افزایش داده، جانشین های او را قانع و مجاب نمود که نظر وی در باره این محل صائب بوده است که بر فرض هر گونه اعتراضی که باشد باز بسیار دور از احتمال است تا زمانی که ایران قادر باشد از خطر تجزیه و نفاق اجتناب نماید تهران نیز وضع پایتختی خود را از دست نخواهد داد (لرد کرزن، همان ، ۴۰۱ و ۴۰۲) نوشته مرحوم دکتر معتمدی نیز منافات چندانی با نوشته استاد کریمان و نوربخش ندارد.

اما شهرام گیل آبادی مسئول برگزاری جشن ۲۳۰ سالگی تهران می گوید: از ابتدا می دانستیم سه روایت در این زمینه وجود دارد و چندان بر روی عدد سال هایی که تهران به عنوان پایتخت است تاکید نداشته ایم. در این همایش که یک روز قبل از آغاز مشروطه است قرار است خاطرات تهران مرور شود.

تهران به 3 روایت

مهاجرت طبقه متوسط به حاشیه

معماری نیوز: ابتدای تیر امسال، سرانجام دولت به هوای رونق فعالیت‌های تولیدی، نرخ سود بانکی را کم کرد؛ کاهشی که گرچه به اعتقاد برخی کارشناسان می‌تواند به رونق اقتصادی بینجامد، اما زیر پوست این شهر، زندگی‌هایی را هم زیر و رو می‌کند.

کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی به ۱۸درصد، پیش از آنکه هدف دولت در حوزه تولید را برآورده کند، در معاملات مسکن اثرش را نشان داد و بسیاری از مالکان شکل اجاره مسکن خود را تغییر دادند. بسیاری که پیش‌تر ترجیح می‌دادند املاک‌شان را رهن کامل دهند و پول آن را سرمایه‌گذاری کنند، با کاهش سود بانکی، میزان رهن یا همان پول پیش را کاهش دادند و در عوض به اجاره ماهیانه افزودند.

احمد نوروزی، مدیر یک بنگاه مسکن در نارمک تهران به «فرهیختگان» می‌گوید: «در یکی، دو ماهه اخیر و حتی قبل از قطعی‌شدن خبر کاهش سود بانکی، بازار رهن و اجاره مسکن تحت‌تاثیر قرار گرفته بود یا اجاره‌بها بالا رفت یا اینکه کسانی که همچنان به رهن املاک‌شان پافشاری داشتند، میزان پول پیش را افزایش دادند. به‌عنوان مثال واحدی که پیش‌تر به ۵۰ میلیون تومان رهن کامل داده می‌شد، درحال حاضر به ۶۵ میلیون تومان رهن داده می‌شود و این موضوع فشار زیادی به مستاجر‌ها وارد کرده است و برخی را به صرافت انداخته تا به جای اجاره‌نشینی تصمیم به خرید مسکن بگیرند. البته عده کمی این امکان را دارند.»
 
  مستاجران به حاشیه می‌روند

در این میان البته کم نیستند گروهی که کم‌کم از متن شهر‌ها به حاشیه‌ها رانده می‌شوند و این افزایش محسوس و نامحسوس اجاره مسکن، شکل زندگی آنها را تغییر می‌دهد.

حجت. س معلم ادبیات دبیرستانی در شمال تهران است که به گفته خودش پس از پایان امتحانات در خرداد، در هر سال، قرارداد خانه اجاره‌ای‌اش به سر می‌آید. او امسال به دلیل انتشار همین خبر کاهش سود بانکی و افزایش اجاره‌بهای منزل مجبور به جابه‌جایی شده است. این آموزگار به «فرهیختگان» می‌گوید: «خانه‌ام در جایی در مرکز تهران بود، اما با افزایشی که صاحبخانه در میزان رهن در نظر گرفته بود، تصمیم به جابه‌جایی گرفتیم. چراکه امکان تهیه ۲۰ میلیون تومان را نداشتم.»

او حالا به خانه‌ای در هشتگرد نقل‌مکان کرده است و می‌گوید: «برای شغل و میزان رفت و آمدم نگران نیستم اما برای فرزندانم که در سنین نوجوانی هستند، این تغییر مکان آن هم به منطقه‌ای که هنوز امکانات خاصی در آن شکل نگرفته، نگران‌کننده است.» او حتی از همکاری یاد می‌کند که به دلیل همین ناتوانی در حفظ مسکن از همسرش جدا شده است.

سهیلا. ف که با سه فرزندش در شهرری زندگی می‌کند نیز این روزها در گیرودار نقل‌مکان از منزلش در منطقه ۹ تهران به اسلامشهر است. او که زن سرپرست خانوار است و بخش عمده‌ای از ساعات شبانه‌روزش را در تولیدی پوشاکی در خیابان جمهوری می‌گذراند، می‌گوید: «صاحب خانه ۵ میلیون به میزان رهنش اضافه کرده، اما من توان تهیه این میزان پول را نداشتم و به همین دلیل به منطقه‌ای دیگر نقل‌مکان کردم تا میزان پول پیشم برای اجاره‌خانه کافی باشد.»

او می‌گوید: «برای بچه‌هایم نگران هستم. به هرحال بیشتر اوقات روز را در خانه نیستم و ترجیح می‌دادم بچه‌هایم در محیط خوبی ساکن باشند. ضمن اینکه سال‌ها در یک مدرسه بوده‌اند و امسال باید به اجبار مدرسه‌شان را تغییر دهم و می‌ترسم این موضوع به افت تحصیلی آنها بینجامد.»

این درحالی است که هزینه رفت و آمد سهیلا با محاسبه‌ای که خودش سرانگشتی انجام می‌دهد، دو برابر می‌شود و این موضوع هم اقتصاد ضعیف خانواده‌اش را ضعیف‌تر می‌کند. شاید زیر پوست این شهر مثل این دو نفر کم نباشند، افرادی که سیاست‌های اقتصادی زندگی‌شان را تغییر داده و هر روز آنها را از متن شهر‌ها به حاشیه‌ها می‌راند.
 

دور باطل مدیریت شهری در ساماندهی دستفروشان

بین تمام این طرح‌ها، اما خبر ثبت‌نام از دستفروشان براساس طرح خوداظهاری، آخرین خبری است که داخل تونل‌های تاریک مترو دهان به دهان می‌چرخد؛ خبر را حتی خود دستفروش‌ها هم شنیده‌اند، شاید به خاطر همین است که با صدای بلند درست همان موقع که تعادلشان را بسختی وسط واگن‌ها حفظ می‌کنند، فریاد می‌زنند: «خانم‌ها! بخرید! روزهای آخری است که ما را می‌بینید!»
 
هفت ایستگاه مترو را یکی‌یکی پشت سر می‌گذاریم و درباره طرح جدید ساماندهی دستفروشان مترو با چند زن دستفروش صحبت می‌کنیم؛ زنانی که می‌گویند سرپرست خانواده‌هایشان هستند و چاره‌ای جز این کار ندارند.
 
زنانی که در روزهای میانسالی، واگن‌های مخصوص بانوان مترو را به خاطر امنیت خاطرش برای کار انتخاب کرده اند و هرکدام هم مشتری‌های خودشان را دارند.
 
آنها هرچقدر از فروش و درآمد این روزهایشان راضی‌اند، از این‌که طرح‌های جدید شهرداری بازار کارشان را کساد کند، ناراضی‌اند.
 
شاید به همین دلیل است که علاقه‌ای به ثبت‌نام در این طرح و پشت غرفه نشستن ندارند و می‌گویند: مشتری‌هایشان را با این طرح‌ها از دست می‌دهند. دلیل این ادعا را هم که بپرسید، سریع می‌گویند: وقتی یک نفر می‌خواهد سوار مترو شود یا از مترو بیرون می‌آید آنقدر عجله دارد که دیگر وقت ایستادن و خرید پای غرفه را ندارد.

اعتماد؛ ‌حلقه گمشده طرح‌های ساماندهی
 
آنها البته خبر ندارند که اگر اسمشان در این طرح ثبت نشود، مشمول بقیه بندهای طرح ساماندهی می‌شوند، چراکه به گفته مدیرعامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران، در مرحله‌های بعدی با پلیس نیز تفاهم‌نامه‌ای امضا خواهد شد تا در ساماندهی دستفروشان باقیمانده به مترو کمک کند.
 
محمد احمدی بافنده، البته به موضوع دیگری هم اشاره می‌کند، این‌که در بحث ساماندهی دستفروشان، خلأ قانونی وجود دارد.
 
این موضوع را اما شکور پورحسین، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی قبول ندارد.
 
پورحسین به ما می‌گوید: اگر ما به پدیده دستفروشی به عنوان یک آسیب اجتماعی و معضل شهری نگاه کنیم، می‌بینیم که این معضل هم مثل بیکاری و… متولی دارد و ما برای سروسامان دادن به آسیب‌های اینچنینی نیاز به قانونگذاری نداریم، چراکه در این زمینه دولت‌ها موظف و مکلفند که اشتغال ایجاد کنند و زنان بی‌سرپرست را مورد حمایت قرار بدهند.
 
طرح‌های حمایتی که پورحسین از آنها نام می‌برد، گرچه اندک و انگشت‌شمار اما مدتی است که ردپایشان در شهرها دیده می‌شود؛ طرح‌هایی که بیشتر وقت‌ها به در بسته می‌خورند و این نماینده مجلس شورای اسلامی دلیل این اتفاق را در یک چیز می‌داند؛ این‌که اعتمادسازی بین افراد درگیر مشکل و متولیان امر صورت نگرفته است.
 
پورحسین با اشاره به این موضوع تاکید می‌کند: این از وظایف مدیریت شهری است که در درجه اول اعتماد دستفروش‌ها را جلب کند، به صورت تحقیرآمیز با آنها برخورد نکند و با حضور روان‌شناسان اجتماعی و… به ارتباط با آنها بپردازد و در این رابطه هدف از اجرای طرح را توضیح بدهد، بعد به سروسامان دادن آنها اقدام کند.
 
دور باطل در بحث ساماندهی دستفروشان
 
با این‌که در سال‌های اخیر مسافران مترو به همزیستی نه‌چندان مسالمت‌آمیزشان با دستفروش‌ها عادت کرده‌اند، اما باید قبول کنیم که بیرون راندن دستفروشان از داخل واگن‌های مترو به هیچ وجه کافی نیست.
 
دکتر حسین ایمانی جاجرمی، مدیر گروه شهر انجمن جامعه‌شناسی ایران درباره این موضوع به جام‌جم می‌گوید: تا وقتی که شاخص‌های کلان اقتصادی کشور بهبود پیدا نکند، دستفروش‌ها هم حضور دارند، اگر از در بیرون شوند از پنجره وارد می‌شوند، چون چاره‌ای هم ندارند.
 
این جامعه‌شناس شهری با اشاره به این‌که سیاست‌های مدیریت شهری در مواجهه با دستفروش‌ ها روشن نیست، می‌گوید: مدیریت شهری ما همچنان خودش را دستگاهی خدماتی، فنی و اجرایی می‌داند و در بخش مسئولیت اجتماعی به‌رغم شعارهای بزرگی که داده و تشکیلاتی که درست کرده، هنوز کار جدی انجام نداده و نه هدفی برایش مشخص شده و نه خودش با وظایفش آشناست. دقیقا به همین دلیل است که در بحث ساماندهی، شاهد برخوردهای مقطعی و شکست‌خورده هستیم و در یک دور باطل قرار داریم.
 
ایمانی جاجرمی البته تاکید می‌کند که پدیده دستفروشی، چندبعدی است و مدیریت آن به تنهایی از دست شهرداری خارج است و بقیه دستگاه‌های مسئول هم برای سروسامان دادن به این موضوع باید وارد میدان شوند و به یک سیاست مشارکتی واحد برسند. سیاست مشارکتی‌ای که به گفته این استاد دانشگاه علاوه بر مدیریت شهری به حضور فعال قوه قضاییه، بهزیستی، ‌وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نیروی انتظامی و… نیاز دارد و این روش که یک نهاد با مشت آهنین به سراغ دستفروشان برود، جواب نمی‌دهد.
 
حضور فعال بقیه نهاد‌ها در بحث ساماندهی دستفروشان را عبدالمقیم ناصحی، رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران هم تائید می‌کند، بخصوص وقتی که به جام‌جم می‌گوید: براساس قانون ماده ۵۵ شهرداری‌ها، شهرداری موظف است در جلوگیری از سدمعبر و رفع مزاحمت‌های کسبی اقدام کند، به لحاظ شرعی هم این‌که کسی در شارع عام برای بقیه شهروندان مزاحمت ایجاد کند، قابل قبول نیست و باید به این موضوع رسیدگی شود، اما بهتر است سازمان‌ها و نهاد‌های دیگر هم به میدان بیایند، چون حل این مشکل انصافا کار یک نهاد نیست.

دور باطل مدیریت شهری در ساماندهی دستفروشان

ورود دادگستری به زمین‌های دانشگاه هنر در استان البرز

 غلامرضا اکرمیرئیس دانشگاه هنر اظهار کرد: هفته گذشته دادگستری کرج بدون هیچ‌گونه هماهنگی وارد زمین‌های دانشگاه در استان البرز شده تا برای انتقال لوله آب کانالی را حفر کنند. حراست دانشگاه با ملاحظه این شرایط وارد عمل شده و از حفر کانال جلوگیری کرد.
 
وی ادامه داد: دادستان کرج، براساس گزارش مدیر دفتر فنی دادگستری دستور داده است که حفر کانال مذکور باید انجام شود و هر کسی که جلوی حفر این کانال را بگیرد توسط نیروی انتظامی جلب شود. سرانجام در روزهای پنجشنبه و جمعه دادگستری وارد عمل شد و با حضور تعداد کثیری از افراد نیروی انتظامی در محل حاضر شد و با این مداخله کانال حفر شد .
 
رئیس دانشگاه هنر اظهار کرد: البته چنین ادعایی وجود دارد که طبق طرح جامع کرج این قسمت از دانشگاه باید جزو خیابان باشد اما در مذاکراتی که با شهرداری کرج انجام شده ، قرار شده است تا خیابان جابجا شود. در این حال به فرض هم اگر این قسمت از دانشگاه هم باید تبدیل به خیابان شود اکنون در اختیار دانشگاه قرار دارد و انجام هر اقدامی باید با اجازه دانشگاه و طبق ضوابط قانونی صورت بگیرد.
 
دکتر اکرمی با تاکید بر اینکه دادگستری باید حافظ مال و جان مردم و مجری قانون باشد، گفت: متاسفانه دادستان که خود باید نگهبان و حافظ قانون و ناظر بر حسن اجرای قوانین باشد دستور غیر قانونی برای ورود به زمین های دانشگاه و تخریب و دخل و تصرف در آن صادر کرده است. بدیهی است در شرایط فعلی حقوق دانشگاه در معرض تضییع قرار گرفته است .

ماد Enhanced Edition درجه سختی خیلی زیاد را به بازی The Witcher 3: Wild Hunt اضافه خواهد کرد

ماد Enhanced Edition درجه سختی خیلی زیاد را به بازی The Witcher 3: Wild Hunt اضافه خواهد کرد

مادی که به تازگی برای بازی The Witcher 3: Wild Hunt، آخرین ساخته‌ی استودیوی سی‌دی پراجکت رد (CD Project Red) منتشر شده درجه‌ی سختی در حد بازی Dark Souls را به بازی اضافه خواهد کرد. با زومجی همراه باشید.

فوتبال از نوع مجازی، پر از جذابیت | نگاهی به عنوان فوتبال فانتزی جام مجازی خلیج فارس

عناوین تحت وب سال‌هاست که کاربران زیادی را در سراسر دنیا به خود جذب کرده اند و در سبک‌های مختلف از قبیل استراتژی و نقش‌آفرینی و … شاهد عرضه عناوین زیبایی تاکنون بوده‌ و هستیم. تصور این که ورزش فوتبال با آن همه محبوبیت و جذابیت بتواند راه خود را به دنیای بازی‌های تحت وب نیز […]

این‌بار مسجد را بهانه تخریب بافت تاریخی میبد قرار دادند

به گزارش معماری‌نیوز؛ روز جمعه هشتم مرداد ماه جمعه سیاهی برای محله خانقاه در میبد بود چرا که بخشی از بافت ثبتی میبد توسط اهالی و هیأت امنای مسجد جامع خانقاه زیر یوغ بلدوزر‌ها تخریب شد آن هم به نام طرح بازسازی خانه خدا؟!
 
در زمان تخریب نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در محل حضور داشتند اما آنها نیازمند حضور نیروی انتظامی و تهیه صورت‌جلسه برای توقف کار توسط قاضی بودند اما چون روز تعطیل بود و امکان شکایت رسمی از سوی اداره میراث فرهنگی وجود نداشت، قاضی کشیک از صدور حکم توقف امتناع کرده و فقط از نیروی انتظامی خواسته  به تهیه صورتجلسه و تذکر اکتفا کند و به این ترتیب تخریب تا دیروز شنبه ادامه داشته است که با پیگیری‌های حقوقی اداره میراث فرهنگی فعلاً کار متوقف شده است.
 
به این ترتیب مرکز محله خانقاه متعلق به قرن هشتم دچار تخریب شد و اصالت و یکپارچگی بافت تاریخی ثبت ملی میبد از بین رفت.
 
در طرح توسعه بخشی از مجموعه خانقاه سید محمد خانقاه تخریب شده و فضاهای همجوار مجموعه که شامل بخشی از چله نشینی، قسمت‌هایی از مسجد جامع و شبستان، تکیه، چند خانه که یکی از آنها جزو خانه‌های ارزشمند بود؛ تخریب شده است. بقعه شیخ محمد خانقاه مربوط به سده‌‌ هشت هجری قمری (مربوط به دوران آل مظفر) در ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره‌ی ثبت ۳۳۵۹ به‌‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و همجوار مسجد جامع خانقاه قرار دارد.

 
به گزارش معماری‌نیوز، در بنر نصب شده در این محله که به علل تخریب پرداخته، آمده است:

مراسم آغاز عملیات اجرایی طرح بازسازی مسجد جامع خانقاه
طرح بهسازی بقعه مبارکه شیخ محمد مشتمل بر گنبد، صحناصلی و رواق‌های پیرامونی
احداث دارالشفا حضرتی مشتمل بر کلینیک درمانی، مرکز مشاوره خانواده، فوریت‌های پزشکی
احداث مجموعه توریستی سنتی مشتمل بر بازارچه،حمام، زورخانه، کتابخانه و…
احداث سوئیت آپارتمان،جهت استفاده امام جماعتمسجد جامع و دفتر پاسخگویی مسائل شرعی
با همتاهالی محترم خانقاه
تاریخ ۸/۵/۹۵
 

طرحی که روی کاغذ خشک شد
 
ساشا ریاحی مقدم مدیر پایگاه پژوهشی شهر تاریخی میبد، کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی در این باره به خبرنگار معماری‌نیوز می‌گوید: در سال ۹۰ طرح توسعه و ساماندهی از سوی پایگاه پژوهشی برای علاقه‌مندان به بازسازی مسجد جامع خانقاه به درخواست این افراد تهیه و به آنها ابلاغ شده است. اما اقدامات امروزی انجام شده کاملاً خلاف طرح ابلاغ شده ۵ سال پیش است و باعث تخریب بیش از پیش شده است تا آن جا که به جرأت می‌توان گفت تا کنون این مقیاس از تخریب در شهر تاریخی و ثبت ملی میبد که در فهرست موقت یونسکو هم قرار دارد، رخ نداده است.
 
یکپارچگی بافت تاریخی از بین رفت
 
بافت تاریخی میبد حدود ۸۰۰ هکتار است. هرچند به گفته ریاحی نمی‌توان به طور دقیق اعلام کرد چه مقدار از این بافت تاریخی تخریب شده است اما او در عین حال توضیح می‌دهد: یک بخش عظیم از هسته اولیه محله خانقاه از بین رفته است و بواسطه آن یکپارچگی، انسجام و ساختار بافت به طور کامل از دچار نقصان شده است.
 
وی همچنین از عدم ارائه طرح کنونی به پایگاه پژوهشی شهر تاریخی میبد خبر می‌دهد و می‌گوید: شاید اگر این افراد طرح خود را با هر کاربری که مورد نظرشان بود، ارائه می‌کردند بر اساس ضوابط میراثی و با احترام به بافت تاریخی و بناهای ارزشمند تا حدودی می‌شد با آنها همراهی کرد و امروز شاهد چنین وضعیت تأسف باری نبودیم که بخشی از بافت ارزشمند میبد توسط بلدوزها شخم زده شود.
 
او در پاسخ به این پرسش که در سال ۹۰ طرح توسعه‌ به درخواست چه کسانی تهیه شده است، اعلام می‌کند: که این طرح به درخواست هیأت امنای مسجد جامع خانقاه و اوقاف تهیه شده است اما اقدامات کنونی کاملاً مغایر با طرح تصویب شده در ۵ سال پیش است.

 
ساخت عین به عین
 
ریاحی مقدم در عین حال تأکید می‌کند که با وجود تخریب‌های انجام شده این افراد موظف به ساخت عین به عین هستند.
 
تخریب بدون مجوز از میراث و شهرداری
 
به گزارش معماری‌نیوز؛ ظاهراً از همان سال‌ها بخشی از املاک و واحدهای اطراف این مسجد از مردم خریداری شده است. اما نکته قابل تأمل آن است که تخریبگران از شهرداری نیز مجوز تخریب نگرفته‌اند چرا که در این صورت شهرداری موظف بود از میراث فرهنگی استعلام بگیرد.
 
مجوز بخش شرقی را می‌گیرند تا بخش غربی را تخریب کنند!
 
مدیر پایگاه پژوهشی شهر تاریخی میبد تأکید می‌کند: طرح تهیه شده در سال ۹۰ به صورت محدود فقط شامل بخش شرقی بقعه خانقاه محمد می‌شد اما اکنون بخش غربی تخریب و دخل و تصرف شده است.

آثاری از قرن ششم تا سیزدهم زیر یوغ بلدوزها

به گزارش معماری‌نیوز؛ گروهی از فعالان میراث فرهنگی میبد نیز با ابراز تأسف شدید از این تخریب، به وجود آثاری متعلق به قرن ششم، هفتم و هشتم در خانقاه محمد و همچنین به تخریب خانه تاریخی طراز متعلق به شاعر و هنرمند یزدی قرن سیزدهم اشاره می‌کنند.
 
ردپای سوداگران
 
آنها معتقدند برخی سودگران و تازه به دوران رسیده‌ها با توجه به وجود زمین‌های بلاتکلیف در این محدوده به بهانه بازسازی مسجد جامع با سو استفاده از تعطیلات و نبود نیروهای ادارات ذی‌ربط دست به چنین اقدامی زده‌اند.
 
توقف و پیگرد قانونی
 
این گروه با اشاره به واکنش شدید افکار عمومی به این تخریب‌ها از گرفتن حکم توقیف عملیات، شکایت و پیگیری قانونی اداره میراث فرهنگی در محاکم قضایی و درخواست برخورد با مماشات کنندگان خبر می‌دهند.

 
بر اساس گزارش معماری‌نیوز؛ یادآوری این نکته ضروری است که ۷ دی ماه ۹۲ هم خبری منتشر شد که اعلام می‌کرد بخشی از مجموعه تاریخی بابُک میبد یزد که قدمت آن به دوره آل مظفر می‌رسید به بهانه ساخت دارالقرآن تخریب شد.
 
مجموعه تاریخی بابُک در محله فیروزآباد شهر میبد یزد آثار متعددی از دوره آل مظفر تا دوره قاجاریه را در خود جای داده است. در این مجموعه ۳ هزار و ۸۰۰ متر مربعی، بازارچه خانقاه و مسجد وجود دارد که در نزدیکی آن هم آب انبار، حمام و بناهای تاریخی دیگری ساخته شده است اما بخشی از بازارچه آن شامل شش دهنه مغازه و فضاهای مازاری به عنوان معدود مازاری‌های باقیمانده در میبد به همراه مغازه‌های آهنگری و فضاهای پشت آن مانند بادگیرهای میبد تخریب شد. در این میان معاون فرماندار میبد که دستور تخریب بخشی از این مجموعه را به بهانه احداث دارالقرآن داده بود، عزل شد و قرار شد با عوامل دخیل در تخریب این اثر میراثی برابر با قوانین رفتار شود.

این‌بار مسجد را بهانه تخریب بافت تاریخی میبد قرار دادند

لوکاس فیلم خواستار توقف ساخت بازی Star Wars به دست استودیوی فرانتوایر شد

چند ماه قبل شاهد خبر موافقت شرکت ولو با انتشار رایگان بازی Star Wars Battlefront III که تحت نام Galaxy in Turmoil شناخته شده و به دست استودیوی فرانتوایر ساخته می‌شود در استیم بودیم. با این موافقت پروسه ساخت این بازی توسط این استودیو قوت بیشتری گرفت اما اکنون شرکت لوکاس فیلم خواستار توقف مراحل […]